ڪشڪ…! عشق هاـی امرפز را چشیـבه اے בلبنـבم؟ طعم ڪشڪ مےـבهنـב! عشق هاے امروزے سراپا اבعاینـב،گل مـَטּ! فـَرهاב هم اگـر بوב،بجاے ڪنـבטּ بیستوטּ،مـُخ مےـزב احتمالـأ! شیریـטּ هم בیگر شیـریـטּ نبوב!בیگر صـבاے تیشه نمے پیچیـב בر شَهر…! احتمالـأ بـُوق اشغال تلفـטּ هَمراهَش گـوشها را ڪَر مےڪرב! طفلڪ عشق! چقـَבر زجر میڪشَـב از ایـن شیریـטּ פ فرهاבهاـی قلابے!!! لطفأ اسم هَر احساسے را عشق نگذاریـב! با تشڪر…!
. اَگه شـُمآ لیـسآنس حآل گـیری داری… مـטּ فـوق تــَخـَصُـص اِنتــِقـآم گیری دارَم!!! گــُفـتـَم که در جـَریـآטּ بـآشی ... من اگر دختر نفرین شده ی اندوهم یا که از نسل گلی هرزه میان کوهم تو هم آن آدمک چوبیه پیمان شکنی که فقط لایق آتش زدنی
...
دنباله مخاطب خاصه نوشته هایم نباشید.... ارزشه خاص بودن را نداشت.... نوشته هایم برای مخاطبی است که دیگر خاص نیست...
به مردان اینجا نگاه مکن… اسمشان مرد است ؛ من اگر خوردم زمین به نامردی همین مردان بود… زمین مرد بود که مرا بلند کرد … خودت را زمین بزن ؛ اما دست مردان اینجا را نگیر … .
یکی میگفت : باید از کنار مشکلات زندگی با سرعت عبور کنی و بگی مییییگ میییییگ !!! اما انگار نمیدونست مشکلات نشستن رومون و میگن: انگوررررررری ، انگوررررررری !
.
خرداد یها، دو دل دارنــــــــد... دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است و دلـــــــــــــــى که میخندد و آشکـــــــــــــــار است......