پست ثابت
"رفتن بهانه نمیخواهد"...!
"بهانه ماندن که تمام شود کافیست...!"
"رفتن بهانه نمیخواهد"...!
"بهانه ماندن که تمام شود کافیست...!"
لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!!
تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز
من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !!
تو بخند به امروز . . . من میخندم به فرداهایت . . . . !!



هـــــــر نفـــس ،
درد اســـت که میکشـــم !!!
ای کــاش یا بـــــــــــودی ،
یـــــا اصـــلا نبودی !!!
ایـــــن که هســـتی
و کنــــارم نیســــتی ...
دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد . . . .


بی خیال خیالت می شوم
و می سپارمت به"او"
اما چه کنم که"او"
فقط یک ضمیر"سوم شخص غائب" نیست......
"او"کسی است که.....
تمام هستی این اول شخص مخاطب حاضرت
را......
بعد تو دلشونــــ میگنـــــ گور باباشــــــ که نیستـــــ ...!!!
.

اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند
باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی ...
.
فلسفه نباف شاعر!
چه ممکن - چه محال
چه جبر - چه اختیار
چه هر کووفت دیگری...!
او
رفته است دیگر!...
از کـِــنــارِ مــَטּ ڪہ گـُـذشــتـے 

.
لَعنت بـﮧ بعضـے بـﮧ بـــعضـے خدا کند زمستان نیاید! بــﮧ اعـصـآبـَـم ر9غــטּ زَכҐ ! هـَـر ڪـے ر9ش رآه بــره ،
آهــنگـآ
פֿـیآبـפنـآ
פـرفــآ
لعنتیا آנمـــפ تـפ چند ثانیه میبرלּ به رפزایـے کـﮧ ...
.

.
سردی نبودنت، کافیست...
.

.![]()
بـآ سَـر پـَـخـش زَمــیـטּ مـیــشـﮧ !
گـفـتــﮧ بــآشـَم !؟?



چـه حَرفــِ بـے رَبطیــست کـه مَـرנ
گِـریـه نِـمے کُنَـנ
گــآهے آنقَـנر بُغـضנآری کـه فَقَـط بـآیَـנ مَرנ بـاشے تـآ بِتَـوآنے گِــریه کُـنے…

.
گــآهـے اَز خیــالِ مَـن گُـذَر مـے کُنـے …
بَعـد اَشـک مے شَـوی …
رَנِپآهـآیَت خَـط مے شَـوَנ رویِ گـونـِه ی مَـن …
.
خـآطِرآت مِثـلِ یـه تیــغــِ کُـنנ مـے مـونـه…کـه رو رَگِـت میـکِشـے…
نِمیـبُـرِه ، اَمـآ تـآ مـے تـونـه زَخـم میـکُنـه…

شـآیَـנ چِشـم هـآی مـآ نیـآز دآشـته بآشَـنـנ کـه گـآهـے بآ اَشکــ هـای مـآن شُـسـته شَـوَنـנ
تـآ بـآرِ נیـگَر زِنـנِگـے رآ بـآ نِـگـاه شَـفآف تَری بِبیـنیـم…
ســـکوت مـــن هـــیچگــاه نـــشانه رضـــایتم نیــست....
مــن اگـــر راضـــی باشم ٫ میـــخندم.... ســکوت نمـــیکنم
.
ایــט روزهـــــا
هــر چـــﮧ مــے دومــ ، نمــے رسمــ ..
نڪنــــد " ڪـلــاغ آخــر قــصـﮧ هــا " شده امــ !
رفـــــــــــــــــــت . . .
بی آنکه مرا به خــــــــــــــــدا بسپارد . . .
نمی دانم . . .
خدا را از یاد برده بود یا مرا . . . !؟
دلم یک جای دنج میخواهد
آرام و بی تَنِش
جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی!
تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد
مثلا آغوش تو !
آخـَـرش هَــم ایــنــکه:









ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺧﻄﺸﻮ
ﺗﻮ ﺭﻭ
ﻭﻗﺎﺭﻭ
ﻧﺠﺎﺑﺘﺘﻮ
ﺍﺣﺴﺎﺳﺘﻮ
ﻋﺸﻘﺘﻮ
ﻭﺟﻮﺩﺗﻮ ...ﺑﻪ ﯾﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﺮﺥ،ﺑﻪ ﯾﻪ ﭘﻮﻝ ﺗﻮ
ﺟﯿﺐ، ﺑﻪ ﯾﻪ ﻣﺎﻧﺘﻮ
ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻏﻠﯿﻆ ﻭ ﺑﻪ ﯾﻪ
ﻋﺸﻮﻩ ﮔﺮﯼ ﻓﺮﻭﺧﺖ ...ﻗﻄﻊ ﮐﻦ
ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ ﺑﻐﻞ ﯾﮑﯽ
ﺩﯾﮕﺲ ..
.
مخـاطبــ خـآصــ مـטּ
بـہ سـاבگـے یکــ لبخـنــב
رهـایمـ کــرב...
"او" رفـتـــ...
و مــنـــ عـاشـقـانــہ هـاے
بـے مخـاطبـمـ را بـہ حـراجــ
گـذاشـتـــہ امــ







نقش درخت خشک را بازی میکنم..
نمیدانم چشم انتظار بهار باشم..
یا هیزم شکن..

.

مـَ‗__‗ـن و تـہ سیـگـ‗__‗ـآرِ و پـَنـجـَ‗__‗ـره نیـمـ‗__‗ـہ بـآز ...
مـآنـ‗__‗ـבه ایـ ـم کـہ کـُבآم یـ‗__‗ـک ...
بـَ‗__‗ـرآے سـُ‗__‗ـقـوط مـُنـآسـ‗__‗ـب تـَریـ‗__‗ـم ...؟
◘ بــدترین حالت تنهـــ ـ ـ ـــایی"" اونه که ....
◘ بدونی اونـــی""" که تنهـــات گذاشته....
◘ تنهــــ ـ ــ ـــا** نیست... / ♥♥♥
هـی غــریـبـه...!!!
اونـی کـه الآن مـآل شـمـآسـت
هـلآک مـن بـود ...در حـدم نـبـود
پـآسـش دآدم بـه تـو...مـبـآرکـت بـآشـه


نـﮧ سیـگـارﮮ ڪـﮧ لاﮮ انـگـشتـانـم بـگـذارҐ
نـﮧ آرایـش چـشـمـانـمـ ریـخـتـﮧ اسـﭞ
نـﮧ مـوهـایمـ ڪوتـاه ِ ڪوتـاه اسـﭞ
نـﮧ ڪافـﮧ اﮮ مـﮯشنـاسم سـرב و تـاریـڪ
ڪـﮧ پاتوقش ڪنـم
مـن هـیـچ چـیـزҐ بـﮧ آבمـهـاﮮ افـسرבه نـمـﮯخـورב
امـا افــسرבگـﮯ ڪـﮧ شـاخ و בҐ نـבارב
دلـیـل آن چـنـانـﮯ هـمـ نـمـﮯخـواهـב
نـبـوב تـو بـراﮮ یـڪ عـُمـر افـسرבگـﮯ کـافـیـسـﭞ

בم از بازی حکم میزنی!
בم از حکم בل☽♡☾میزنی!
پس به زبان “قمار” برایت میگویم!
قمار زندگی را به کسی باختم ڪﮧ “تک” “בل” را با “خشت” بریـב!
باخت ِ زیبایی بوב!
یاב گرفتم به בل ، “בل” نبندم!
یاב گرفتم از روی “בل” حکم نکنم!
בل را بایـב بُــر زב جایش سنگ ریخت
خاطره ی یک خیابان خفه ات کنه . . .
.

✘ بــہ قــول احسـاטּ خواجــہ امیرے : مـטּ امــروز ڪُـجامـو تـ و امــروز ڪُـجایــے ؟!
.
בلــــم گـــشـــاב شـــבه اســت ایــטּ روزهــــا....
زار مـــــــﮯ زنــــــב بــ تنــــــــم....
.
تمـــام غــصــــہ هـــآی دنیـــآرو بــا یــک جمــلــــہ مــــے شـــہ تــحمــل کـــرد ..
خـــــدایــآ ...
مــــے دونــم کــــــہ مــــے بیــنــــے


.
خطا از من است، می دانم.
از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد"اما به دیگران هم دلسپرده ام.
از من که سالهاست گفته ام "ایاک نستعین"اما به دیگران هم تکیه کرده ام.
اما رهایم نکن...
خودت کمکم کن

داشــتــــــــه بـاشـــــــــــــه!!

.
✖ سـخــت اســـت درڪ ڪـــردن دُخــــتـري ڪـه غـــــم هايــــــش را خـودش ميـــــداند و دلـش ...! ✖ ڪــه هـمـه تـنـــــــــــها لـبــــخـــنـدهـايـش را مـيـبـيـنـنـد ؛ ✖ ڪــه حــســــــــــــرت مـيـــــخـورنـد بـــخـاطـر شـاد بـودنـــــــــــش ...! ✖ بـخـاطـر خـنــده هـايـــــــــــــــش ...! ✖ ... و هـيــــــــــــــــــــچـــڪــس جـُـز هـمـان دُخـتــــــــــر نـميـــــداند چـقـدر تـنـهـاســـــــت ...! ✖ ڪــه چـقـدر مـيــــــــــــتـرسـد ...! ✖ از بــاخـــــــــــــــتـن...! ✖ از اعـتـــــــــــــــمـادِ بـــــے حـاصـلـش ...! ✖ از يـــــــــــــــــــــخ زدن احـسـاس و قـلبـــــــــــــــــش ...! ✖ از زنــدگــــــــــــــــــــــے ...! ✖
بـــﮧ خیانتــــــــ
בر نبوבتــــــ با خیالتـــــــــ بُوבمــــ

به لحظه های نبودنت هرگز عادت نخواهم کرد
اگر باور نداری می توانی از چشمانم بپرسی
آنها دروغ نمی گویند
تمامی شب را تا سحر
تا نکند یادت از یادم برود
.
هـــی لعنتــــــی.... 
کـَـمے دُروغ بــِگو پینُوکیو ....دُروغ هاے تـُـو قابل تحمل تـَر بود !
بـخاطـِر کودَکے بود ُ شـیطـَـنـَت
بـخاطـِر ایـלּ بود کـِﮧ دُنیاے آدَمـ ـا رو تـَجرُبــِﮧ نـَکرده بودے
کـِﮧ ببینے یــک دُروغ چــِﮧ ها نمیکــُنـَد !!
ایـלּ جا آدَمها دُروغـِشاלּ بـﮧبهای یک زندگے تـَمام میشـَوَد
بــِﮧ بـَـهاے یک دل شـِکـَستـَלּ .... !
اینجا دُروغ ها باعـِث مـَرگ ِ عـِـشق ُ اِعتـِماد میشوَد !!
اینجا آدَم ها دُروغ هاے شـ ـاخ دار مے گویـَـند
بــَعد دَماغ خـُود را جـَراحے پــِلاستیک مے کـُنـَند
.
و منـ مـــــے فهمیـ ـدمـ چـ ـرآ


نه زیرحرفشون میزنن
اگر چیزی میگن صرفا احساسشون تو اون لحظست
نباید روش حساب کرد...!!!
.
کاش امسال به جبران آنهمه اشـــــک های شـــور
خاطرات شیرین برایم هــدیه بدهی خــــدای من!
چقددلم
براگریه های هرشبم تنگ شده...
دیگه این شباگریه ای ندارم ولی دیگه خوابم ندارم...
فک نکنم کسی مثه من وجودداشته باشه از شدت خستگی وخواب آلودگی میرم تو رخت خواب ولی خوابم نمیبره
منتظره کسی نیستم ولی مدام گوشیمو چک میکنم
بااینکه
این روزا تنها زنگ خورم مامانمه که چرا دیرکردی؟چرانمیای؟بیام دنبالت؟خودت بیا...
همینو بس هیچ کس...!
نمیگم
تنهای بم فشارنیوورده چرا...
مخصوصن من که شبا بدون اس ام اس خوابم نمیبرد آخی بعضی شباتا6صب
این روزا
همه کارم شده حسرت که چطور 3.2نفروباهم
ازدست دادم...

حتی یـه وقتایی یـادت مـیـره گوشی داری
دیگه دلشوره نداری کـه گوشیتو جـا بذاری
یا sms ی بی جواب بمونه
از یه جایی به بعد دیگه دوس نداری هیچکس رو به خلوت خـودت راه بدی
حـتـی اگـه تـنـهـایـی کلافه ت کـرده باشه
از یه جایی به بعد وقـــتـــی کـــســـی بـــهـــت مـــیـــگـــه دوســِـت دارم
لبخند میزنی و ازش فـ ـا صـ ـلـ ـه میگیری
از یه جایی به بعد هــر روز دلــت بــرای یــه آغـــوش امــن تــنــگ مـیـشـه
امـّا دیـگـه به هیچ آغـوشـی فـکـر نمیکنی
از یه جایی به بعد حرفی واسه گفتن نداری
سـاکـت بـودن رو بـه خـیـلـی از حـرفـا ترجیح میدی و میری تـوو لاک خودت
از یه جایی به بعد از ایــنــکــه دوســِت داشــتــه بــاشــن مــیــتـــرســی
جـای دوســت داشــتــه شـدن هـا، تـوی تـن و فـکـر و قـلـبـت مــیــســوزه
از یه جایی به بعد فقط یه حس داری: حس بی تفاوتی
نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی
و نـه از دوسـت نـداشـتـن هـا نـاراحـت...
از یه جایی به بعد توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم
فقط نگاه می کنی . . .
سوختنم رادیدی وخندیدی...
خنده ات رادیدم وسوختم ,...
خندهایم راخواهی دید...
دیدارمابه وقت سوختنت...
ممنون معصومه جون:
کمي عوض شدم؛
ديريست از خداحافظي ها غمگين نميشوم؛
به کسي تکيه نميکنم .؛
از کسي انتظار محبت ندارم؛خودم بوسه ميزنم بر دستانم ؛
سر به زانو هايم ميگذارم و سنگ صبور خودم ميشوم...
چقدر بزرگ شدم يک شبه...!...
وقتی میبینم...
کسی که دنیای من بود...
منت دیگری را بکشد....

و...
لبخند زنان....
پایش را...
روی گلویم فشار میدهد...
تنهایی...!

פֿـدآیــآ مَـرـآ ڪه آفَـریـב ﮯ گـآرآنـتـﮯ هَـم בآشــتَــم؟
בلَـم בیـگَــر ڪـآر نِـمـیـڪـنَــב........

من غرورم را به راحتی به دست نیاورده ام
که هر وقت دلت خواست
خوردش کنی !!!
غرور من اگر بشکند با تکه هایش
شاهرگ زندگی تو را نیز
خواهد زد...
.
کافه چی....!!!
قهوه ام را شیرین کن..
آن روزها که تلخ میخوردم، روزگارم شیرین بود...
.
بُـــت شِـــکَــن فــرســتــادی. . . .
مــن پُــر از بــُغــضــم. . . .
بــُغــض شِکــَن هــم داری؟؟

.
من همونی هستم که وقتی جواب سلامتُ میدادم …
میگفتی لطف کردی ! ! !
اینُ یادت نره ! ! !
.
مـن مـاننــد هـم سـن و سـالهای خـویـش
نیستـم ... کـه هـر روز یکــ آرزویـی دارنـد
بـرای آینـده ، مـن تنـهـا یکــ آرزو دارم و آن ایـن
استــ کـه : شبــی بخـوابــم و دیگــر بیــدار
نشـوم ! تــا نشنــوم ... تــا نبینــم ... تــا نشکنـم ...
ای کاش هیچ وقت دیشب به دنیا نمیومد وااااااااای چقدر بدبود
کثافت عوضی آشغال
"حدااقل جلو من اینکارا رو نکن" خیلی پستی
مثه قبل بانگاش دنبالم میکنه دعوام میکنه یعنی نسبت به اولای متاهل
شدنش بهتر شده ها 
نمیدونم چرا واسه کسی که رفته هنوز اینقدر وقت میزارم ولی آخه شما به
من بگید بعد4سال میشه 4ماه فراموش کرد؟
یعنیا دارم به خودم عادت میدم که برام عادی باشه ها ولی اخرش نمیشه
نمیدونم اون تو4 روز چطوری فراموش کرد؟!
درک من محتاج یه آشغال نیستم
حتی نمیخوام خدا جواب اینکارشو بده بزار خوش باشه حتی خوشیه زیادم
اذیتش نکه...
خدایا ببین چه بنده قانعی داری کمکم کن همه میگن اگه تو بخوای میشه پس به منم نشون بده...
دیشب تا مرز گریه رفتم بخخخخخدا جلو کلی مهمون...
به بعضیا باید گفت :
شما سیرابی گاوم نیستی چه برسه به جیگر ما !!
اینو جوجوخانم برام گذاشته:
به صدایت که معتاد شدم رفتی !!!
حالا هر روز خاطره تزریق میکنم …
واقعن ممنون
ای کسی که هنوزم باعث آزار منی!
بهترین روزهای زندگیتو بدهکار منی...
.
از روزی که خیالت اینجاست
آینه را هم پاک نکردم
مبادا چشم در چشم حقیقت شوم .

دارم به خودم عادت میدم کمتر بیام وب
آخه خیلی وابسته شدم میترسم یه روزی به هردلیل اگه نتونم بیام دوباره حالم بدبشه
دارم همه سعیمو
میکنم دیگه حالام مثه قبل نشه
بااینکه الانم
دسته کمی ازاون روزا ندارم
دیگه مثه قبل هرشب گریه نمیکنم
دروغ نمیگم گریه که میکنم ولی دیگه نه هرشب
هرروز سرخودمو بایه چیز گرم میکنم
دارم میترکم نمیدونم بس نیس بعده
این همه مدت؟!
کاش روزای نرسه که همه فامیل مهمونشون کنن
هرشب هرشب مجبورباشم برم
خوشحالیشو ببینم
خونه خودمونم باید بیان حتی...
آخی پارسال به این موقع ها... دلم میخواد زاربزنم
✔این شعــرها
عوارض ِجانبـــــی ِ نَبـــود ِ توســت
به دل نگیـــر
فقــط مــــرا ،
ذرّه ذرّه میـــمیراند ...✔
(اینو یکی از دوستام واسم گذاشت)ممنون جوجو خانم
دفتر خاطراتم را باز میکنم
اولش از توست...
دوباره میبندمش
همین!
تست شد آدم نیست...
خیانت به هرچی گاو و گوسفنده!
انگار خاک کم آوردی و بعضیارو لجن مالی کردی..
دچـــار آلزایمـــر خفیفـــے شــدم این روزهــا ...
الکـــے خندیــدن را هـم فرامــوش کــردمـ (!)
نــِمـیـدآنـم چـِـطـور مـیگـُذَرد …!
امــآ بــــرآے مــטּ …
اِنـْگــآر …
خَـنـجـَر بـَـر گـَلـویـَم گــُذاشـتـہ انـد …
امــآ نـِمـیـبُـرنـد .....
دیگه به همه قول میدم که این آخرین پستی باشه که براش مینویسم آخه آقامون متاهل شدن...براهمیشه
عروسیشم بدنبود خوش یاناخوش همه چی گذشت
تالارشون کارت دعوتشون خونشون ماشین عروسشون همه وهمه بهترین بودن بههههههترینا
ایشالاخوش بخت بشن ما که بخیل نیستیم
ولی خدایش خیلی زشت بود اون دیگه زن داره پس چرا باچشماش دنباله من میگشت چررررررررررررررا؟
منم داااااااااغون شدم بخخخخخخدا
ولی دیگه سعی میکنم وقتی میبینمش عادی باشم البته فقط سعی میکنم
اخه نمیدونم دوستش دارم
خدافظ آقای متاهل من...
تنهایی یعنی اینکه
من ی موبایل دارم که صدای زنگش
را یادم رفته است
__________
از سا ختـــــــار دنـــیــــــــا
اطلاع زیادی ندارمـــــــــ....
ولــــــی من هم دوســــت داشتـــــــــم
دنیـــــــــــای كســـــــی باشــــــــم...!!!♥♥♥
